بلاگفا رو باز کردم تا چند خطی بنویسم. کامنتی رو دیدم که سوال خیلی از بچه ها بود و قضاوتی که حس کردم واقعن دل بچه های تخریبچی رو می شکست. من اصلن با برگشتن به گذشته و تکرار ماوقع و یادآوری لحظه به لحظه جنگ موافق نیستم و در سطح خودم هم سوالات بسیاری دارم ولی حس کردم فراموش کردن این بچه ها دور از انصافه. گفتم کمی درباره اونها فکر کنین. چند وقت یکباری به یاد اونها افتادن چه فایده ای داره؟ خب اونها که رفتن و تموم شد همه چیز! برای چی ما به اونها فکر کنیم. به نظرم دونستن این که یه روزی بچه هایی بودن که تو دل شب از جون و زندگی شون می گذشتن بد نباشه و بعضی وقت ها توی خلوت به یادشون افتادن و ... هر کسی به روش خودش با این قضیه ارتباط برقرار می کنه و هر کسی آزاده هر حسی می خواد داشته باشه.
محمد نوشته:
در مورد تخریبچی ها به نظر من ( یه کم سنگدلانه است ) یه چیزیه تو مایه های عملیات انتحاریه. ببین این ضعف تکنولوژیه که باعث میشه ما به جایه مین روب از نفر استفاده کنیم. چرا ارتش آمریکا و انگلیس تخریبچی ندارن؟
خب برای روشن شدن ذهن خودم سریع تماس گرفتم. لنگ ظهر! و با کمال پررویی که من سوال دارم. کسی که پشت خط بود برام توضیحاتی داد. تاکتیک های نظامی ما با تاکتیک های نظامی متداول دنیا در زمان جنگ فرق می کرد. به خاک ما تجاوز شده بود و نیروهای عراقی منطقه ها رو مین گذاری کرده بودن و سیم خاردار کشی بود. ما تو هیچ منطقه ای سیم خاردار به اون وسعت نداشتیم. ما پیش می رفتیم تا خاک رو آزاد کنیم. در منطقه وسیعی که پیش می رفتیم باید مستقر می شدیم و از تاکتیک های پدافندی استفاده می کردیم ولی ما خاک خودمون رو تا آزاد نکرده بودیم نمی تونستیم مین گذاری کنیم. یه لودر بود که شب تا صبح کار می کرد و خاکریز درست می کرد تا عملیات بعدی که پیش بریم. عراق به عنوان یه متجاوز وضعش فر می کرد. اون توی خاک ما بود.
در مورد تکنولوژی مین روبی هم گفت: ما تکنولوژی روز رو داشتیم. این ماشین های مین روب به صورت شلاقی عمل می کنن و مین های مسیر رو منفجر می کنن. برخی اوقات مین منفجر نمی شه و حساس می شه و وقتی نفر یا خودرو روی اون می رن انفجار رخ می ده. در دنیا هم بهترین روش پاکسازی مین همین روش دستی هست چون از درجه اطمینان بالایی برخورداره. به هر حال تکنولوژی خطا داره. اما در مورد استفاده از مین روب در شب عملیات هم گفت: اگه ماشین مین روب راه می نداختیم تو شب عملیات که همه چی لو می رفت! تازه بحث مین روبی زمانی پیش میومد که ما جلو رفته بودیم و عملیات داشت به پیروزی نزدیک می شد یا شکستن محاصره بود و می خوردیم به مین. اونجا بود که بچه های تخریبچی به داد می رسیدن و یه عملیات رو نجات می دادن. تکنولوژی اونجا جواب نمی داد.
در مورد این که چرا ارتش آمریکا یا انگلیس تخریبچی نداره هم گفت: اصلن شرایط جنگی اونها با جنگ ما قابل مقایسه نیست. و بحث های تخصصی دیگه که جاش اینجا نیست.
فکر کنم تا همین جا کافی باشه. روز جمعه ای نمی خواستم ضد حال بزنم ولی خداییش بیایید کمی منصف باشیم. من و شما هر روز و هرجا می شنویم که از جنگ می گن و ... ولی نباید موضع گرفتن ما منجر بشه که ارزش کار بچه های تخریبچی رو زیر سوال ببریم. مطمئن باشین کسانی که شب عملیات روی مین می رفتن فکر هورا و سوت کشیدن من و شما نبودن و انتظاری هم از من و شما نداشتن ولی لااقل کار اونها رو زیر سوال نبریم و سنگدلی نکنیم. همین.
ببخشین که روز جمعه تون خراب شد. منم از جنگ بیزارم و کسی رو قیم این بچه ها نمی دونم ولی حس کردم دل بچه های تخریبچی شکست.
کسی نگفت وقتی دارین تو مهمونی می رقصین و دست در دست یار دارین یا وقتی دارین کباب باد می زنین و یا هر وقت خوش هستین به یاد بچه ها بیافتین. اصلن. ولی خوشی اونها رو هم به هم نزنین. زود قضاوت نکنین و منصف باشین تا با روحی شاد و منصف بتونین قر بدین و آواز بخونین و خوش باشین.
بده می٬ بده می٬ گر ننوشم بر سرم ریز٬ بر سرم ریز...

