برای اینکه ارزش کار کیشلوفسکی٬ پدرو آلمادوار٬ تیلور٬ اسپیلبرگ و ... رو بفهمین حتمن این ساخته "زلمن کینگ" رو ببینید. فیلمی گیشه ای و ارو..ت*ک(لامصب این قیود فقط هزینه ها رو افزایش می دن. وقت من باید تلف نقطه و ستاره گذاشتن بشه.) با قصه ای معمولی. تبلیغ زیبایی های ریودوژانیرو(ایشاا... بطلبه ما پایه ایم) و مراسم برزیلی های خشتک دوست و خوش پوست و شکلاتی. راستی می دونید ریودوژانیرو که یه اسم پرتغالی هست به فارسی یعنی رودخانه ژانویه؟ خب حالا بدونین. این "زلمن کینگ" بزغاله به خاطر فیلم " نه و نیم هفته" با آدریان لین همکاری کرد و معروف شد. اونم گیشه ای و یه درام ارو...ت...ی هست. اصولن با استفاده از جلوه های ویژه خشتکی برای جبران ضعفهای قصه مخالفم. وقتی روایت و کارگردانی بسیار ضعیفه نمی شه با دست گذاشتن روی خشتک کاستی ها رو جبران کرد البته شادیم می شه! فروش هم بالا می ره. یه فیلم باید قصه قوی داشته باشه بعد کارگردانی خوب و بعد هم بازی خوب. جلوه های خشتکی هم حالا نبودش فاجعه نیست ولی نباید تکیه گاه فیلم باشه. وقتی فیلم رو دیدم به ذهنم رسید که روی الگوی رفتاری در خصوص صکص کمی بنویسم.
همبستری با کسی که دوستش داری یکی از لذت های غیرقابل وصف هست که متاسفانه ما ایرانی های اون رو در حد زیر لحاف رفتن و موقعیت مشخص و همیشگی قرار گرفتن زن و مرد تنزلش دادیم و بعد از چند دقیقه ای این تنها مرد هست که در تاریکی مطلق به اوج می رسه و بنابر آمار ۸۰ درصد زن ها از این نعمت یعنی به اوج رسیدن محروم هستن. حس کردن اوج لذت به لحاظ روحی و روانی انسان رو به یک آرامش وصف ناپذیر می رسونه. رسیدن به اوج لذت مرز لذت های شما رو گسترش می ده و به شما حالی می کنه تا چه مرزی می تونین لذت ببرین. چیزی هم که در مطالعه ای در مورد زن ها منتشر شده(منبع یادم نیست) می گه که بیشتر زن ها از طریق(این و چطوری بگم؟) اتصال آلات(مهندسی مکانیک شاخه سیالات) و به اوج نمی رسن بلکه باید به انحاء مختلفی تحریک بشن تا به اوج برسن.
صکص کردن هم می تونه به صورت یه عادت مزخرف و کلیشه ای دربیاد. یعنی دو طرف بدون نوازش و بدون آمادگی لازم و بدون تحریک مناسب می پرن تو بغل هم و حالا ... کی... در صورتیکه این جریان می تونه به نزدیک شدن هر چه بیشتر شما کمک کنه. موسیقی٬ نوع پوشش مورد علاقه طرفین و .... همه در جذاب کردن هر چه بیشتر صکص موثر هست.
بابا من و ببین! دارم آموزش می دم! خب ببینین این جریان تو جامعه ما خیلی قبیح جلوه داده می شه ولی روانشناسی صکص هم کم از مطالعه فیزیک و شیمی و اقتصاد نداره. درسته که این ها فیلم هستن و شما نباید انتظار چنین حس هایی رو داشته باشین ولی وقتی می شنوم یا می خونم که ۸۰ درصد از زن ها اوج لذت رو تجربه نمی کنن در حالی که می تونن تجربه کنن مخم سوت می کشه. یا اینکه بیشتر زن ها از طریقی غیر از دخول(آقا خودم مردم از خنده!) به اوج می رسن و مردهای ما به این قضیه توجه ندارن خیلی مسخره است.
شاید کسی بگه: ای خاک بر سرت که این ۱۰ دقیقه رو اینقدر داغش می کنی و فلسفه می بافی براش. بابا بپر و بزن زمین و ... نه عزیز من! صکص هم مثل یه مهمونی رفتن قواعد خودش رو داره. این روشی که امثال جنابعالی پیشنهاد می کنین با ختنه کردن زن ها فرقی نداره!
امروز شب پنجشنبه است. برای شادی اموات هم که شده من یه کم بیشتر می نویسم. آیا زن های ایرانی که عده ای شون از صکص دردآور گریزان هستن٬ عده ای لذتی نمی برن٬ عده ای فقط یه لذت سطحی می برن٬ عده ای هیچ وقت توی زندگی به اوج رسیدن رو تجربه نمی کنن با زن های ختنه شده که شهوتش ون کور می شه فرق دارن؟ زن ها رو ختنه می کنن تا لذت شیطانی اونها رو مهار کنن. ولی جامعه ما پر از زن های ختنه نشده ای که لذتی نمی برن.
کمی رو رابطه صکصی خودتون فکر کنین. شیرین تر کردن و بهینه عمل کردن تو این زمینه بسیار در آرامش شما موثر خواهد بود. همین ۱۰ دقیقه فشارها و خستگی های روحی ۱۰۰۰ دقیقه ای شما رو به صفر می رسونه. صکص هنر آرامش یافتن هست و نیاز به رفع گره های پیش رو داره. متاسفانه حتی تحصیل کرده های ماهم با این جریان مشکل دارن و رفتارهای صکصی بسیار بسیار بی کلاسی رو عرضه می کنن.
آیا نباید نوع صکص یه کارگر با یه جوون تحصیل کرده فرق داشته باشه؟ توی این مساله با تعریف هایی که از این نو و اون می شنوم رفتار صکصی به هیچ عنوان ارتقاء پیدا نکرده. زن ها فکر می کنن با خواستن تحقیر می شن و مردها هم فکر می کنن با همکاری کردن طرف مقابل رو پر رو می کنن! به جرات می تونم بگم الگوی رفتاری مردها اختلاف چندانی با هم نداره. از یکی شنیدم که می گفت: زن هرچی که می خوا بشه٬ حتی رئیس جمهور هم بشه بالاخره زیره دیگه!!!!! یعنی موقعیت ثابت و بلاتغییر زن ها وسیله اعمال قدرت و مشخص کردن جایگاه مردها بوده(شایدم هست). یا مثلن اصطلاح جوادیه " پل زدن" که در جنوب شهر رایجه به مفهوم روی زن خوابیدن هست! چیزی اصطلاح می شه که تکرار شوندگی زیادی داشته باشه و رایج باشه.
بسیاری چیزها هستن که با قانون و مصوبه عوض نمی شن بلکه این ما مردها و زن ها هستیم که می تونیم با تغییر رفتارمون اونها رو تغییر بدیم. شاید با قانون بشه دیه زن ها و مردها رو برابر کرد ولی هرگز زن ها با قانون و مصوبه به اوج نخواهند رسید.