وبلاگ نویسی سر کلاس واقعن معرکه است. می شود وبلاگ نویسی زنده! لایو لایو... فقط وقتی نویسنده شاسگول باشد و نداند که مربی مربوطه تمام یوزرها را زیر نظر دارد گندش بالا می آید. نمی دانم چطور نثر به یکباره عوض شده بود و بسان بچه های شیطان داشتم گزارش می دادم. یکدفعه روی اسکرین دیدم که یکی دارد یوزرها را کنترل می کند و سریع همه چیز را بستم!
کار عملی مربی ساختن وبلاگ بود و من گفتم: من خودم وبلاگ دارم پس نیازی به ساختن نیست. یعنی نمره این قسمت را بده بریم! مربی هم نه گذاشت و نه برداشت گفت: چه بهتر آدرس وبلاگت را بده! آخ... بابا من کلی چیز نوشتم و ... سریع وبلاگ کیوان ( غافل از اینکه آدرس کیوان دات کام است!)یادم افتاد که آدرسش را بدهم(ای نامرد!) ولی یکدفعه دست از غیب رسید و گفتم : خب شما که امتحان عملی می گیرید بهتر است من یکی دیگر بسازم! مربی هم گفت: بله چه بهتر! قرار شد در کامنت دانی نمره بدهد.
خلاصه شر از بیخ گوشم گذشت. آی کیو آخر این قدر پایین!

