بعضی وقتا دوست نداری کار کنی! مگه ماها کارم می کنیم؟ همون ترجمه و نامه و فکر کردن و پیشنهاد دادن به شاسگول ها و ... اصلن بعضی وقتا دوست داری کرکره رو پایین بکشی و یه صفحه دلکش بذاری و تو تاریکی حجره زمزمه کنی.
نمی دونم چرا با دفترچه یادداشتم نامهربون شدم! یعنی کمتر دلم می خواد بنویسم. شاید از کمی وقت باشه ولی در کل حسش نیست و دستم به کیبرد نمی ره! حال آدم خوبه ها ولی حس بعضی چیزا رو نداره. بگذریم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:5  توسط اسماعیل
|
