تبليغاتX
آلما - شوخی های بزرگ و سکوت اقتصادی ها

- بیکاری در ایران ۹/۹ درصد شد!! یعنی بیکاری در ایران تک رقمی شده است. من نمی فهمم این خزعبلات رو کی باور می کنه. البته اقتصاددان ها بدجوری به این آمار پریدن. اقتصاد آمریکا پیش بینی می شه در بهترین شرایط سال ۲۰۰۷ رو با یک میلیون و ۲۰۰ هزار ایجاد شغل بگذرونه در حالی که ما در یک سال یک میلیون و ۸۰۰ هزار شغل ایجاد کردیم و بیکاری رو تک رقمی کردیم!!! فکر کنم معجزه شده باشه.

- چیزی که اقتصاددان ها و اقتصاد خوان ها به اون بی توجه هستن آمارهای مربوط به تورم هست. تورم در سطح کلان به افزایش سطح عمومی قیمت ها گفته می شه و شاخص هایی برای محاسبه داره اما مساله ای که به اون توجه نمی شه بحث منطقه ای بودن و گروه بندی تورم هست. یعنی چی؟ یعنی تورم در کردستان با تهران یکی نیست و تورم بالای شهر و پایین شهر یکی نیست. از طرفی تورمی که مستاجرها تجربه می کنن با تورمی که خانه دارها تجربه می کنن فرق داره. مثلا توی شاخص گروهی از کالاها رو می گیرن و افزایش شاخص رو مد نظر قرار می دن. ولی یک صاحب خانه اجاره بها رو تو سبدش نداره پس افزایش ۱۰۰ درصدی اجاره بها روی اون اثر نداره. البته بحث عمیق اقتصادی می شه کرد که آثار این تورم روی خانه دارها هم چه خواهد بود.

تو همه روزنامه ها می بینم که نوشتن تورم به ۱۶ درصد رسید. وقتی افزایش اجاره بها از ۶۰ درصد تا ۱۰۰ درصد بوده و عمده هزینه خانوار(مستاجر) رو هزینه اجاره تشکیل می ده چطور می شه که تورم ۱۶ درصد باشه؟ من حاضرم شرط ببندم که تورم برای اقشار مستاجر(و از جمله خودم!) بیش از ۵۰ درصد در سال جاری بوده. یعنی به خاطر کاهش نرخ بهره بانک ها و از طرفی افزایش وامهای مسکن و ریختن پول تو دست و بال مردم قیمت مسکن شدیدن بالا رفت. خب نتیجه چی می شه؟ مستاجرها باید هزینه خواب پول صاحبخانه ها رو بپردازن. خونه ای که کسی توش ساکنه و سال قبل ۱۰۰ میلیون بوده در حال حاضر ۲۰۰ میلیون شده باید توسط مستاجر هزینه ۱۰۰ میلیون خواب پول پرداخت بشه. ۵۰ درصد هزینه خانوارهای بدون مسکن اجاره بهاست. حالا با کدوم شاخص تورم ۱۶ درصد محاسبه می شه؟

فکر می کنم دو تا شاخص باید حساب بشه یکی با لحاظ اجاره بها و یکی بدون لحاظ اون. آیا اصلن تو کتابهای اقتصاد در مورد منطقه ای بودن تورم و گروه بندی حرفی زده شده؟ نه به خدا!!!!(آخه اگه چنین چیزی باشه ملت آربیتراژ می کنن یعنی از یه جا می خرن و می برن جای دیگه می فروشن. البته باید هزینه های حمل و نقل هم حساب کرد که ببینیم می صرفه آربیتراژ کنیم یا نه. ولی کالاهایی مثل مسکن و زمین قابل حمل و نقل نیستن و قابلیت آربیتراژ ندارن.) ولی اون چیزی که تو کتابهای ما اومده و بانک مرکزی بر اساس اون داره تورم رو محاسبه می کنه خنده داره شدید! یه چیزی به من می گه یه جای کار بدجوری می لنگه. اگر شما نوع کالاهای مصرفی تون تغییر نکرده و میزان اون هم تقریبا ثابت مونده باشه ولی هزینه ها بالا رفته باشه مفهومش چیه؟ یعنی قیمت ها بالا رفتن. چیزی که شاخص بانک مرکزی نشون نمی ده.

* برای کسانی که اقتصاد خوندن و اینجا میان اگه بحثی داشتن حرف برای گفتن زیاد هست. من بحثم بیشتر رو هزینه حسابداری بود و نه هزینه اقتصادی که هزینه فرصت رو لحاظ می کنه. یعنی کسی که صاحب خانه است هزینه اجاره اش به لحاظ حسابداری صفره ولی به لحاظ اقتصادی هزینه فرصت برای پولی که روی اون خونه خوابیده حساب می شه یا بهتر هزینه اجاره ای که صاحب خونه اگر مالک نبود باید می پرداخت لحاظ می شه. یا بهتر اگر خونش رو اجاره می داد چقدر به دست می آورد؟ حالا به دست نمیاره. یعنی به طور ضمنی هزینه می کنه. به لحاظ اقتصادی حتی صاحب خانه ها هم اجاره می پردازن ولی به لحاظ حسابداری نه. کسی که مغازه داره و توی مغازه می ایسته هزینه حسابداری اش کار خودش رو در نظر نمی گیره. ولی به لحاظ اتصادی باید هزینه کار خودش اگر مغازه نداشت هم حساب بشه. یعنی ماهی مثلا ۲۰۰ هزار تومن به عنوان کارگر ساده به هزینه های اقتصادی افزوده می شه که تو اقتصاد بهش می گن آپورچونیتی کاست یا هزینه فرصت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 17:20  توسط اسماعیل  |