تبليغاتX
آلما - نژاد پرستي احمقانه

دبيرستان بودم كه برادر كوچيكم گفت: با من تركي حرف نزن تو جمع دوست ندارم! گفتم چرا؟ گفت: بچه ها مسخره ام مي كنن! از دوران شاه سيل جوك ساختن ها كه اغلب جا توي لاله زار و راسته كارگرهاي بي سواد و متعلق به طبقه فرهنگي پايين جامعه داشت، شروع شد. آذري ها رو به نفهم بودن متهم مي كردن و از اين حرفا. دوران دانشگاه هم يادم هست كه تلويزيون پر بود از فيلم و سريالهايي با لهجه تركي و تمسخر زبان مادري. بچه هاي آذري كه تلويزيون رو تحريم كرده بودن و تركي عثماني شون رو تقويت مي كردن! چي اونها رو به اين سمت كشيده بود؟ چرا اينقدر تندرو شده بودن؟

فيلمهاي طنز و كمدي هايي رو كه مي بينم از ۱۰۰ تا شايد يكي هم لهجه جاي ديگه اي رو اونهم به صورت مداوم مسخره نمي كنن. مايه خنده مثل خيلي چيزهاي ديگه در كشور من ابتكار نيست بلكه سمبل كاري و چرندياتي هست براي خنده.

فايلي رو برام گذاشتن تا گوش كنم. تماس با ۱۱۸ تبريز. و سوالهاي مسخره و مزخرف. از دختر ترك زباني اسامي رو مي پرسن كه اون جوابهاي به نظر اونها عجيبه. مسخره كردن در عين ناباوري. بچه سوسول هاي بيكاري كه مايه اي براي خنده و طنز ندارن و در پي مسخره كردن زبان مادري و قوم من هستن.

توليد خنده ما نمي تونه جداي از توليد كالاهاي ديگه باشه. از كشوري كه ۵۰ سال پيكان توليد كرده نمي شه انتظار داشت مردمانش براي توليد خدمتي به عنوان "خنداندن" هنري از خودشون ارائه بدن و ابتكاري. براي نسل هاي ما هم دارن جا مي ندازن كه آذري ها چنين و چنان هستن و ۹۰ درصد جوك ها در مورد اون هاست! وقتي مستر بين رو مي بينم از خودم سوال مي كنم چرا لهجه ولزي رو مسخره نمي كنه؟ وقتي كمدي هاي هاليوود رو مي بينم مي پرسم چرا اقوام ديگه رو مسخره نمي كنن؟

زماني از كارگرهاي بيسواد توي لاله زار انتظار نمي رفت كه براي خنديدن، چيز ديگه اي جز جوك هاي مسخره در اختيار داشته باشن و تقاضاي اين بيسوادها هم موجب عرضه خدمتي به عنوان خنداندن و در سطح جوك هاي نژادپرستانه بود. اما امروز تحصيل كرده ها و انسان هاي بافرهنگي رو مي بيني كه متاسفانه هنوز هم به چيزهايي مي خندند كه ۵۰ سال پيش مي خنديدن. توي فيلمي ديدم كه رومي ها بعد از خوردن و شكم چراني، به گوزيدن هاي هم مي خنديدن! ولي حالا مطمئنا گوزيدن بي ادبي محسوب مي شه تا شيوه اي براي خنداندن. جوك سازي براي بي فرهنگ هايي كه به راحتي توهين به يك قوم ديگر رو مي پذيرن و قهقهه مي زنن و مي خندن براي من با گوزيدن رومي ها هيچ فرقي نداره.

متاسفانه صداو سيما و خيلي هاي ديگه در ايجاد جو مضحك حاضر مقصر بودن و توهين به يك قوم رو نه تنها مهار نكردن بلكه گسترش هم دادن. حالا از يك خانواده بزرگ ديگه نوه ها از ريشه آذري داشتن مي ترسن.

البته توي جمع هاي فرهيخته و باسواد هرگز نديدم تفريح شون و خنده شون، جوك ها و كارهاي مسخره اين چنيني باشه. انسان هاي شريف و فرهيخته احترام يك قوم رو حفظ مي كنن. بحث بر سر لهجه نيست كه فارسي حرف زدن اونها رو مسخره كنيم. بحث بر سر و زبان و ادبيات، موسيقي و تاريخ آذربايجان هست. زبان مادري من هنوز زنده است گرچه من مدت ها ست به اين زبان تكلم نكرده باشم. مگه مي شه لالايي هاي عاشقانه مادر رو به زبان آذري كه توي وجودم جا گرفته فراموش كنم. خوشحالم كه در گوشه اي از اين سرزمين، هنوز زبان مادري من زنده است. هنوز دختركان زيبا روي آذري، عاشقانه هاشون رو به زبان مادري بيان مي كنن. هنوز مادراني هستن كه لالايي هاي آذري رو زمزمه مي كنن. من یه ایرانی م اما زبان مادری من فارسی نیست٬ بلکه آذری است و خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 17:57  توسط اسماعیل  |