تبليغاتX
آلما - آقای رئیس جمهور التماس می کنم!

فرصت ها دارند از دست می روند. نمی دانم چه باید کرد. جنگ پیش رو جنگ زمینی نیست که اگر بود باور کنید لحظه ای برای ایستادن در برابر سربازان یانکی تردید نمی کردم. چرا که هر طور فکر می کنم نمی توانم تصور کنم سربازان آمریکایی درب خانه ام را بشکنند. دارد صدای لگد سرباز آمریکایی که خانه عراقی ها را درب می شکست به گوشم می رسد. صدای فریادهای گوش خراش مادران و کودکان به گوشم می رسد. من از تصور این لحظات برای زنان و کودکان وطنم زجر می کشم. شجاع نیستم اما ترسم هم نمی تواند بر چکمه های آمریکایی غلبه کند. هر انتقادی که داشته باشیم هرگز تاختن یانکی ها را نمی توان پذیرفت. آمریکا دارد برای یک تهاجم هوایی آماده می شود. خبرها و درگیریهای کنگره نشان از این دارد. کاش می شد با رئیس جمهور صحبت کرد. کاش کسی پیدا شود و بگوید فاجعه ای در راه است. پس می نویسم تا آرام بگیرم.

آقای رئیس جمهور!

نمی گویم نظرات خود را در مورد اسرائیل عوض کنید یا هولوکاست را نفی نکنید یا... می خواهم بگویم با هر ایدئولوژی که باشید استراتژی اشتباهی را در پیش گرفته اید. استراتژی دنیای امروز مبارزه اقتصادی است و جنگ ما را ویران خواهد کرد. بحث ترس نیست. من شما را شجاع فرض می کنم اما برخی اوقات شجاعت دودمان ملتی را بر باد می دهد. این به هلاکت رساندن خود است. روی مردم نمی توان حساب کرد چرا که استراتژی جنگی آمریکا روی زمین نخواهد بود و تنها ضربات پیاپی هوایی انتظار می رود. پس فکر خاکریز نباشید که حتی اگر میلیونها نفر پشت این خاکریزها باشند باز هم بازی را باخته ایم.

امیرکبیر را همه خوب می شناسیم. زمانی که شاه به تحریک امرای ارتش می خواست جنگی را با یکی از کشورهای همسایه آغاز کند امیر چنین گفت: شاهنشاها! مالیاتی که آنها می گیرند چقدر است(کشوری که یادم نیست) شاه برآشفت از این سوال و پاسخ داد: ششصد کرور. امیر گفت: شاهنشاها مالیاتی که ما می گیریم چقدر است؟ شاه گفت: شش کرور. امیر ادامه داد:

جنگ شش کرور و ششصد کرور نه شرط عقل است.

حالا امیر کبیر در میان ما نیست و تحلیل این گفته پر معنی بماند برای بعد اما باید توصیه امیر را تکرار کنم:

آقای رئیس جمهور! مالیاتی که آنها می گیرند چقدر است؟ مالیاتی که ما می گیریم چقدر است؟ به خدا این جنگ نه شرط عقل است.

به فرض که تنگه هرمز را ببندیم. به فرض که تلاویو را با خاک یکسان کنیم. آقای رئیس جمهور! تنها با چند صد حمله هوایی آمریکا صدها میلیارد دلار خسارت به بار خواهد آمد که جبرانش دهها سال طول می کشد. مراکز اتمی٬ پالایشگاهها و فرودگاهها روی هم چقدر می ارزند؟ مطمئن باشید که با بستن تنگه هرمز البته اگر توانش باشد٬ امنیت انرژی دنیا به خطر می افتد و همه به جان ما خواهند افتاد. شما همه را با این استراتژی علیه کشور خواهید شوراند.

شجاعت به خرج دهید و بگویید که برای مصالح کشور تعلیق غنی سازی را می پذیرید. به فکر مردم فقیری باشید که به شما امید بسته اند. آنها را فقیرتر از این نکنید. مملکت را به دم تیغ نسپارید. التماس می کنم شجاعت تان را در این راه بکار گیرید و باور کنید که اوضاع آشفته تر خواهد شد.

شمارش معکوس بوش شروع شده است. این تشویش اذهان عمومی نیست بلکه تنویر افکار عمومی است تا سکوت نکنند. کشور به حمله آمریکا اصلاح نمی شود بلکه ویران می شود. باید از ویرانی جلوگیری کرد. آنها قدرت آن را دارند که ما را به خاک سیاه بنشانند ولی ما فقط می توانیم یک سیلی بزنیم و بعد بمیریم.

آقای رئیس جمهور! بزرگان مملکت! التماس می کنم سکوت نکنید. نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و قطعنامه ای دیگر را پذیرا باشیم.

پ.ن: چیزی یادم رفت.این نوشته یک بسیجی ۱۲ ساله سابق است که وقتی جنگ تمام شد اشک می ریخت! باور نمی کنید آدرس پایگاه را می دهم بروید تحقیق. اما حالا ۱۸ سال گذشته است(حالا نرید حساب کنید که کی تموم شد جنگ و فلان و بهمان! درست یادم نیست) و او فهمیده جنگ فقط یک بازی دوست داشتنی برای اینکه نشان دهیم بزرگ شدیم نیست. حالا فهمیده که خانه با جنگ خرابه می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 15:8  توسط اسماعیل  |