عمو اروند كامنت گذاشته است كه:
" شما که اقتصاد خواندهاید باید با این شعار سرمایهدارها بیشتر از من آشنا باشید:
تجارت تجارت است!
انتظار ترحم از سرمایهدار انتظاری رویائی است. مسلمن میدانید که دندانپزشکی در همهی کشورهای جهان سنگین است و منحصر به کشور ما نیست.
این سازمان بیمههای اجتماعی هر کشوری است که باید فکری به سلامت افراد بیبضاعت کند اتباع آن کشور کند که نه سیخ بسوزد نه کباب."
اينكه همه فكر مي كنند سرمايه داري نظامي خون آشام است درست نيست. مدل سرمايه داري ايالات متحده است. شما كشورهاي اروپايي را ببينيد. با مشكلات اقتصادي عديده اي همچون بيكاري بالا و كسري بودجه روز افزون مواجه هستند. دائم هم با اعتصابات اتحاديه ها دست به گريبانند. هزينه هاي بيمه شان دارد سر به فلك مي زند و سيستم بازنشستگي هم با مشكل مواجه است. مدل اقتصادي ايالات متحده وحي منزل نيست ولي فعلن بهتر از آن را سراغ نداريم. كشورهاي اسكانديناوي هم آرام آرام از نظريه دولت رفاه فاصله مي گيرند كه عمو اروند شهروند يكي از آنهاست. بحث اصلي من چيز ديگري است.
بهزاد فراهاني از هنرمندان چپ سابق نمايشنامه اي را روي صحنه برد با نام: دنياي ديوانه ديوانه! لب مطلبش اين بود: ثروت زياد نكبت مي آورد. ولي سوال من اين بود كه: پس بايد بيل گيتس را نكبت برداشته باشد. حالا چه ربطي به بحث ما داشت! اينكه همه آنچه چپ ها در مورد سرمايه داري فكر مي كنند درست نيست.
يكي از اهرمهاي كنترلي نظام سرمايه داري اخلاق است. اخلاق حاكم بر نظام سرمايه داري اكتسابي است و آن هم به واسطه آزمون و خطا و نه اينكه به واسطه وحي پذيرفته باشند كه دروغ نبايد بگويند. ماكس وبر در كتاب " اخلاق سرمايه داري و روح پروتستان" مي گويد: اصل اول سرمايه داري اين است، صداقت بهترين پيشه هاست. چرا بايد صادق باشيم؟ سرمايه داري دريافته است كه صداقت در ايجاد اطمينان نقش بسزايي دارد و عدم اعتماد مخل اقتصاد است. شما يكبار دروغ بگوييد دفعه دوم كسي به شما اعتماد نخواهد كرد و منافع شما به خطر مي افتد. ولي در سيستم ديگري مثل اقتصاد ما دروغ گفتن منافع بسياري دارد و آن هم به دليل عدم شفافيت اطلاعات و...
بسياري از ميلياردرها را سراغ داريم كه به كشورهاي آفريقايي كمك مي كنند. بنياد گيتس و مليندا سالانه ميليون ها دلار صرف تحقيق در مورد ايدز مي كنند. مدونا كودكي آفريقايي را به فرزندي مي گيرد و آنجلينا جولي در آفريقا فرزندش را به دنيا مي آورد و رابرت كارلوس به كودكان برزيلي كمك مي كند و ديگري يتيم خانه بنا مي كند و ... اين ها يعني سرمايه داري اخلاق را از بين نمي برد بلكه آن را تقويت مي كند. آيا آنها به واسطه مذهب چنين مي كنند؟ از آنها نپرسيده ام. ولي من اسمش را اخلاق مي گذارم كه مبنايش نوع دوستي و چيزهاي ديگر است و لزوما مبناي مذهبي ندارد.
در كشور ما نمي توان گفت كه نظام سرمايه داري حاكم است. سرمايه داري فقط اين نيست كه همه به دنبال منافع خود باشند. سرمايه داري با بخش خصوصي بزرگ و دولت كوچك و ... تعريف مي شود. نبود اين ها اصل منفعت شخصي را به اهرمي براي تبديل جامعه به جنگل تبديل مي كند. دست هاي نامرئي بازار آدام اسميت در صورت دولتي بودن اقتصاد مادر ملت را به عزا مي نشاند. حالا در نبود چنين شرايطي چه انتظاري از مذهب داريم؟ كاركرد مذهب چيست؟ در چنين جامعه اي اخلاق مستقل از دين هيچ جايگاهي ندارد و تنها اخلاق خداترسانه است كه حاكم است. ولي مي بينيم كه حتي كاركرد مذهب هم از بين رفته است.
من از دندانپزشكي كه متدين نيست هيچ انتظاري ندارم. ولي كسي كه دائم سر به مهر است بايد جواب بدهد با چه استدلالي كارگري را ياري نكرده كه محروم است و نيازمند. دين و مذهب و ارتباط با خدا چه كاركردي دارد؟ آيا دين و مذهبي را سراغ داريم كه گفته باشد: به ضعفا كمك نكنيد؟ آيا بهتر نيست هزينه مكه رفتن ها و جمكران رفت هاي اين دندانپزشك صرف بي بضاعت ها شود؟
درست است كه: الا بذكر الله تطمئن القلوب(با ياد خدا دلها آرام مي شود) ولي همين خدا در مذاهب و اديان مختلف به چه چيزي توصيه مي كند؟ آيا مي گويد بيا جمكران و مكه و وقتي كارگري به مطبت آمد قراني كوتاه نيا؟
متاسفانه در كشور ما اخلاق كه از بين رفته هيچ٬ مذهب هم كاركرد خودش را از دست داده است. سرمايه داري يعني وجود بازارهاي رقابتي و آزادي انتخاب تا همگان بتوانند آزادانه مسير زندگي خود را تعيين كنند و در اين ميان كساني كه آسيب مي بينند براي شروع دوباره بوسيله بيمه هاي اجتماعي حمايت شوند. مذهب زيانهاي ناشي از بي رحمي بازار را كاهش مي دهد ولي سوسياليسم به دليل از بين بردن آزادي انتخاب و اختلالات اقتصادي در بلند مدت، اخلاق را از بين برده و كاركرد مذهب را نيز خنثي مي كند.

